تبليغاتX
یه مسافر: ویژه سفرهای مذهبی دانشجویی با نگاه خاص یه عمره دانشجویی:اولین سفرنامه اینترنتی عمره
سفر عشق و شروع کن...

شب پنج شنبه، پنجم مرداد ماهِ سال 1385:(پانزده روز قبل از پرواز براي يه مسافر شدن) اومده بودم مازندران. خونه مون:شيرگاه،شهر پلها. يكي دو روز آخر اردوي جهادي سوسنگرد(خاكيان افلاكي) رو با اجازه مسئول اردو:آقاي جعفريان(كد بالاييِ حقوق دانشگاه امام صادق) جيم زديم. اومده بوديم خونه براي استراحت و ديدار با خانواده! تابستون هم مثل ايام عادي دانشگاه و طول ترم شده! دو يا سه هفته خونه نيستيم و دو روز خونه ايم و دوباره برنامه بعدي! بعد امتحانات رفتم سوسنگرد و الان دوباره بايد برم تهران، دانشگاه خودمون براي دوره مهدويت! اسم دوره موعود آسماني است و ما سطح اولشيم: مهدويت و تمدن جهاني اسلام. دوره هاي مهدويت و يهود شناسي و غرب شناسي و از اين جور دوره هاي آموزشي دانشگاه امام صادق(ع) هميشه جذاب بوده است.

اولين شبي كه خونه بودم؛ مثل بيشتر مازندراني ها بعد از اخبار بيست و سي شبكه دو،اخبار بيست و چهل و پنج دقيقه استاني (شبكه طبرستان،سيماي مركز مازندران) رو نگاه مي كردم. يه گزارش عجيب و غريب و مظلومانه پخش كرد. دلم رو كباب كرد. سوختم. گزارشي احسن بهاور،مدیر کاروان ماز يه معلم. يه معلم مهربان. دلسوز و فداكار. معلمي كه شاگرداش رو خيلي دوست داره. معلمي كه ... .

گزارش ناراحت كننده اي بود. يه معلم كه به استقبال شاگرد قهرمان المپادي اش رفته بود، تصادف مي كنه و بعد از چند روز كما به رحمت خدا مي ره. انا لله و انا اليه راجعون. گلچين روزگار خوبي ها رو هم انتخاب مي كنه. گل باصفايي از بوستان هميشه سبز مازندران كم شد.

شايد بپرسين كه من چرا اينا رو نوشتم؟ اون معلم كه تلويزيون اسمي ازش نبرد، مدير مركز استعدادهاي درخشان بابل، كارشناس عمران،حسن بهاور، مدير كاروان عمره دانشجويي ما بود! خدايش رحمت كناد! يادم مي آد گفته بود: «ممكنه من با شما نباشم...» ولي هيچ كي جدي نگرفت! فكر مي كردم چي بر سر كاروان ما مي آد؟...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 18:37  توسط یه مسافر | 

 صبح جمعه، سي ام تير ماهِ سال 1385:(سه هفته قبل از پرواز براي يه مسافر شدن) ديشب تا صبح بيدار بودم. پاي كامپيوتر تو اردوي جهاد علمي فرهنگي دشت آزادگان(خاكيان افلاكي). البته مي شد كارم رو زودتر تموم كنم ولي ترجيح مي دادم تا خود صبح بيدار بمونم و كارم رو كش بدم! ساعت نه صبح، هنوز چند ساعتي از خوابيدنم نگذشته بود كه آقا سجاد گل(فاميلي اش گل نيست،مهدي زاده است؛كد بالاييِ (80)مديريت دانشگاه امام صادق (ع)) من رو از خواب بيدار كرد و گفت كه بابات تلفن زده! (ما فقرا كه موبايل نداريم، شماره بچه ها رو داده بوديم تا خانواده با ما در ارتباط باشند و اخبار فوري را به ما بگن.) با بابام كه صحبت مي كردم، مي گفت:« مدير كاروانتون تصادف كرده، تو جلسه هم نيومده، بد جوري حالش خرابه، الان هم بيمارستانه، براش دعا كن! همه كارات روبراهه. فيشها رو گرفتيم و مراحل اداري كارت هم رو به اتمامه.»

شك عجيبي بود! اول صبح و يه خبر بد! شانس كه نداريم! يه بار خواستيم بريم حج؛ بيست روز قبل سفر،بايد مديرمون يه جورش بشه! احتمالا اگه خوب بشه به سفر ما نمي رسه! نكنه سفر ما لغو بشه؟! نه! خدا نكنه! احتمالا يه مدير جايگزين مي كنن! آدم به خوبي و با تجربگي اون كه نمي تونن پيدا كنن! مي تونن؟ اي بخشكي شانس! خدايا خودت كارها رو درست كن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 18:37  توسط یه مسافر | 

بزن بریم شمال!هم زیارت،هم سیاحت، هم طبیعت...

شاهکلاء اسم روستایی است کوچک و زیبا در منطقه لفور، چهل کیلومتری شهر شیرگاه(= شهر پلها، استان مازندران،شهرستان سوادکوه). بعد انقلاب به این روستا امامکلاء هم می گویند؛ولی درستش همان شاهکلاست! این شاه بر می گرده آستانه مبارکه امامزاده سیدعلی کیاسلطان شاهکلاءلفور شیرگاه مازندران به وجود آستانه مبارکه شاه سید علی کیا سلطان که قلب روستاست. ایشان که از نوادگان امام  چهارم حضرت امام زین االعابدین می  باشند؛در حدود 720 هجری قمری تحت  تعقیب حکام جور از سلسله جبال  صعب  العبور البرز گذشته و در گذار از  جنگلها و کوهها در این حوالی(کنس  خامن) زخمی شده و در این منطقه که  قبلا دشت ده مشهور بود، به شهادت  رسیده و به خاک سپرده می شوند. از  آن زمان تا به امروز بقعه ایشان زیارتگاه  دوستداران ولایت ائمه اطهار بوده است. ساختمان جدید(ساخته شده طی سالهای 80-1374) این آستانه نیز که از معماری اسلامی زیبایی بهره منداست، نماد و سمبل دهستان لفور شده است. به برکت وجود این امامزاده هر آخر هفته و تعطیلات این روستا پذیرای خیل کثیری از زائرانی است که عمدتا از شهرها و روستاهای اطراف به آنجا می آیند. در ایام عزاداری آقا اباعبدالله الحسین به ویژه تاسوعا، عاشورا، اربعین و نیز 28 و 29 صفر که به چهل و هشتم معروف است؛ شاهکلاء همیشه پذیرایی دسته جات و هیئات مختلف عزاداری بوده است که از روستاها و شهرهای دور و نزدیک به ویژه شهرهای شیرگاه و بابل می آمده اند.  

شاهکلاء به سان دره ای چشم نواز در دل جنگلهای مهربان و انبوه شمال که نیاز اهالی را به سوخت و چوب مصرفی برطرف می کند، مردمی مهمان نواز را در خود جای داده است. گذر رودخانه بابلک (که اهالی بابِل می نامندش) از وسط روستا چشم اندازی بدیع را ایجاد کرده. اگر سر و صدای مسافران بگذارد،صدای گوش نواز این رود دلیلی مناسب برای سفر به شاهکلاءست. گفتن از جاذبه های طبیعی شمال دلیلی ندارد! آنها که آمده اند می دانند زیباتر از شمال نداریم("جنات تجری من تحتها الانهار" را با چشم می بینند!) و آنها که نیامده اند، خودشان بیایند ببینند!چرا که زبان از بیان آن همه زیبایی ها قاصر است.

و اما امکانات: این روستا آب و برق و تلفن و جاده آسفالته دارد که نعمتی است. مسافرخانه آستانه هم برای اسکان و پذیرایی زائرین وجود دارد.(البته اهالی هم مهمان نوازند. ما که همیشه پیش اهالی می مانیم!)یه منظره داغون از شاهکلاء:عکس بهتری در دسترس نبود!

چگونه خود را به شاهکلاءبرسانیم: به طرق مختلف می توان خود را به شاهکلاء رساند. ولی ما بهترین و چشم نوازترین مسیرها را -که رایج ترین هم هستند- معرفی می کنیم:

1- شیرگاه(سوادکوه)=>> سه راه بابلکنار=>> سه راه شارقلت(+15 کیلومتر)>> شاهکلاء{طول مسیر: 45 کیلومتر و 45 دقیقه} (وقتی از طریق جاده فیروزکوه از تهران وارد مازندران می شوید،اولین شهرستان سوادکوه است. از هر طرف دیگر هم بیایید،شهرستانی که بین ساری،بابل و قائمشهر قرار گرفته سوادکوه است. شیرگاه در این شهرستان(چسبیده به قائمشهر) می باشد.)

2- بابل=>> گنج افروز=>> سه راه بابلکنار=>>سه راه شارقلت(+15کیلومتر)>> شاهکلاء {طول مسیر:یک ساعت}

جا دارد در پایان از پسردایی هایم یاسر و میثم درویشی شاهکلائی هم تشکر کنم که اطلاعات لازم را در اختیارم قرار دادند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 22:47  توسط یه مسافر | 

السلام عليك يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني سلام الله ...

اونايي كه از اول اين وبلاگ با ما بودند؛ مي دونن يكي از موضوعات اين وبلاگ نوشتن خاطرات عمره دانشجويي من تو تابستان يكهزار و سيصد و هشتاد و پنج بود كه موقتا (به طول يك ترم بيست هفته اي دانشگاه امام صادق (ع))تعطيل شده بود. البته فراموش نشده بود؛ امكان نوشتن فراهم نمي شد! همون قضيه قديمي 21 واحد و مشغولي هاي دانشگاهي و مشكلات اينترنت دانشگاه و باقي بهونه ها! به هر حال دوباره سعي مي كنيم شروع كنيم و اين بار ان شاءالله هر هفته آپ مي كنيم. اگر خدا بخواهد مي تونين هر پنج شنبه منتظر آپ و نوشته شدن مطلب جديد باشيد.

با توجه به اين انفصال تو نوشتن سفرنامه و خاطرات سفر، تو اين پست يه خلاصه مي نويسم براي يادآوري و همين طور براي دوستاني كه اين اواخر به ما پيوسته اند. البته اينجا مي تونين همه پنج مطلب قبلي سفرنامه رو بخونين.پشت سرهم لينك دادم كه اگه خواستين بيشتر بدونين، بتونين راحت برين اصل مطلب رو بخونين.

خلاصه: تو ماه رمضون شنيدم كه با خوندن هر روزه سوره نباء مي شه به حج رفت. همين كار رو كرديم و بعد از يه مدتي كوتاه اسمم براي عمره دانشجويي در اومد! برخلاف مدلهاي دانش آموزي كه معمولا مصالحي مانع رفتن ما مي شد، اين بار همه شرايط موافق رفتن ما شد و ما حاجي شديم! سفرجالبي بود. حتما هر روز سوره نباء رو بخونين تا شما هم در كمتر از يك سال حاجي بشين! تصميم داشتم يه وبلاگ براي اين موضوع  درست كنم كه  كار اطلاع رساني، خاطرات و تجربيات و از اين جور چيزها رو انجام بده. يه مسافر رو ساختم و خودم يه مسافر شدم.    

               به وبلاگ یه مسافر خوش آمدید.اگه لازم شد، کمی صبر کنید...          

براي عمره دانشجويي چند جلسه توجيهي تو ايران و چند تا تو عربستان برگزار مي كنن كه در مجموع سودمنده. به وي‍ژه جلسه آخري ايران. داستان جلسه اول ايران رو نوشتم. عوارض خروج از كشور رو به خود حاج آقاي حسن بهاور(مدير كاروانمون) دادم و چند روز بعد واكسن زدم. همين طور نوشتم كه موقع جلسه دوم تو مرحله اول اردوي جهاد علمي فرهنگي دشت آزادگان(سوسنگرد) بودم و خودم نتونستم شركت كنم...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 0:28  توسط یه مسافر | 

یه امکان فوق العاده برام به وجود اومد تا بتونم تو ایام امتحانات و در حالی که اکانتم بساه است، وبلاگم رو آپ کنم.فقط برای امام حسین. تصمیم هم داشتم شما را با پایگاه رشد آشنا کنم؛ رو همین حساب؛ بدونین با اشتراک تو این پایگاه برای هر مناسبت مذهبی براتون یه ایمیل (درباره اون مناسبت مثل تولد امام هادی (ع))فرستاده می شه.الان هم که محرم شده، این نامه را برای من فرستاده. السلام علیک یا ابا عبدالله! این مطلب رو به خاطر یادآوری این نکته که مکتب ما، مکتب جهاد و استقامت و مبارزه تا شهادت است، با رنگ قرمز نوشتم.

 

 

«تسلیم محبوب»

کسانی هستند که به صحنه ی خونین عاشورا، با دید تعجب و حیرت می نگرند و نمی توانند این حقیقت را در فکر خود هضم کنند؛ لذا با خود این گونه می اندیشند که یعنی چه و چگونه ممکن است که جمعی از بزرگان و اندیشمندان بشری، از جای برخیزند و عالمانه و عامدانه خود و عزیزان خود را به دهانه ی مرگ بیاندازند و به کشته شدن رضایت بدهند؟ مخصوصا چگونه ممکن است که آنان زنان و کودکان خود را به چنگال اسارت بیفکنند؛ تنها برای اینکه دین خدا را در دنیا حفظ کنند و آن را از کهنه و متروک شدن نجات دهند؟ آیا این کار از نظر عقلا و خردمندان، مقبول و مورد تایید است؟

از این رو در تفسیرکار معما گونه ی امام حسین(علیه السلام) عده ای متحیر شده و ممکن است تنها فداکاری حیرت انگیز آن حضرت را به صورت یک فداکاری اخلاقی و اجتماعی ارائه دهند و آن حضرت را فقط کشته ی راه آزادی و سرور آزادی خواهان جهان معرفی نمایند. اما با بررسي دقيق تر مي توان دريافت كه هدف و انگیزه ی اصلی آن حضرت در این فداکاری، خیلی بالاتر از این مطالب بوده است. درست است که امام حسین(علیه السلام)، نهایت درجه ی حریت و آزادگی را از خود نشان داد و عالی ترین مرحله ی فداکاری اجتماعی و اخلاقی و حفظ حقوق بشری را به اثبات رسانید؛ اما حقیقت فراتر از اینهاست.

یک فرق اساسی بین مسلک مادی و مکتب الهی وجود دارد و آن، این است که مسلک مادی اصالت را برای بدن انسان قائل است و روح انسان را – که حقیقت انسان است – اصلا به حساب نمی آورد. همچنین مسلک مادی اصالت را برای همین زندگی دنیا قائل است و عالم آخرت و عالم پس از مرگ را اصلا عالم زندگی نمی داند. اما مکتب الهی اصالت را از آن روح می داند و بدن را هم مرکب موقتی برای روح بر می شمرد. به علاوه اصالت در مکتب الهی برای عالم آخرت است و دنیا گذر گاه و بازار تجارتی برای تحصیل سرمایه ی زندگی در عالم پس از مرگ است. اما سرمایه چیست؟ سرمایه نیز عبارت است از نورانیت خاصی که در روح و جان انسان پیدا می شود و از آن به نور معرفت خدا و محبت خدا تعبیر می شود. این سرمایه در اثر ممارست در عبادت و عمل به دستورات دین در روح آدمی به وجود می آید.

بر همین اساس، انگیزه ی امام حسین(علیه السلام) در این نهضت مقدس، صرفا احیای ذکر خدا و جلوه گر ساختن جمال بی مثال الهی در روح و قلب انسان و حرکت دادن عالم انسان به سوی قرب و لقا و رضوان خداوند بود. او در صحرای عرفات دل به جمالی داده بود که با  چشم گریان و دست به سوی آسمان، می گفت:

"خدایا! کور است آن چشمی که تو را حاضر بر خود نبیند و آن بنده ای که بهره ای از محبت تو در قلب خود نیابد، سر مایه ی عمر را از کف داده است. "

این سخن را در عرفات گفت و در کربلا همان را با پیکر آغشته به خونش معنا کرد! در روز عاشورا در حالیکه زبان در دهان خشکش به زحمت می چرخید، می گفت:

"ای خدای من! من جز رضا به قضای تو دادن و تسلیم امر تو بودن هدفی ندارم؛ چرا که من، معبود و محبوبی جز تو نمی شناسم."

این حقیقت معنای لا اله الا الله است که امام حسین(علیه السلام) در کربلا و در روز عاشورا آن را نشان داد...

آری! شرف و کمالی که شایسته ی شأن امام حسین(علیه السلام) است، شرف شهادت در راه احیای دین خدا و کمال روشن نگه داشتن مشعل ایمان به خدا در دل ها و ثابت نگه داشتن نام خدا بر زبان هاست. لذا امام حسین(علیه السلام) تنها، فدای خدا و شهید دین خدا است؛ نه شهید راه آزادی منهای ایمان به خدا.

 

(بر گرفته از جزوه ی "صفیر هدایت(هدف سید الشهدا،احیای دین خدا)"، تالیف ایت الله سید محمد ضیاءآبادی)

 

فرا رسیدن

ماه بندگی و آزادگی،

ماه محرم

بر شما دوست گرامی تسلیت باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 21:6  توسط یه مسافر | 
 
صفحه نخست وبلاگ یه مسافر
پست الکترونیک یه مسافر
آرشیو یه مسافر
درباره وبلاگ یه مسافر
وبلاگ یه مسافر به قلم یکی از سوتی های گزینش دانشگاه امام صادق، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی فرهنگ و ارتباطات کد 84، بچه جنوب شمال:شهرستان سوادکوه، شهر شیرگاه: حمید درویشی شاهکلائی؛ درباره مسافرتهای مذهبی بویژه از نوع دانشجویی که هم صفای بیشتری دارد و هم "باید" رفت. با تکیه بیشتر به عمره دانشجویی؛ آماده تبادل لینک با وبلاگهای مذهبی و ارزشی. در ضمن كامنتهايي مثل وبلاگ قشنگيه ندين!منتظر انتقادها و نظرات سازنده نقادانه شما هستیم.

پیوندهای روزانه یه مسافر
× نقد آئین وهابیت
× عمره دانشجویی: نگین مسافرتهای دانشجویی
× لیست کالاهای اسرائیلی که می شه تحریم بشه!
راز سفر عمره دانشجویی من یا چگونه در کمتر از یک سال حاجی شویم؟
عكس هاي سفر عمره دانشجويي ما
اصطلاح شناسی سفر زیارت خانه خدا
مسافرت: پدیده ای دینی؟
سفر معنوی حج در نگاه بزرگان
هر وبلاگری بخونه
آرشیو پیوندهای روزانه یه مسافر
برای عضویت در خبرنامه و آگاهی از آخرین و مهم ترین اخبار و تغییرات وبلاگ و درتماس بودن با من در مستطیل اول نام خود و درمستطیل دوم ایمیل خود را وارد کنید. سپس دکمه ارسال به خبرنامه رابزنید. باتشکر





نوشته های پیشین یه مسافر
خرداد 1387
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی یه مسافر
وهابیت
سفرنامه اینترنتی عمره، حج و زیارت بیت الله الحرام
مرگ بر صهيونيسم
متفرقه: مناسبتها، اعیاد و ...
پیامبر اعظم
سفر و مسافرت
پیوندهای یه مسافر
وبلاگ اصلي من: پاورقي جديد
پاسدار شهيد
شهر پلها: شیرگاه-وبلاگ دیگری از من:(خودم)
پاورقی: پاورقی های من تو اینترنت
كد سرفراز: وبلاگ دانشجويان كد 84
دکتر آشنا: فرهنگ و ارتباطات
مطالعات فرهنگ و ارتباطات: حسین سرفراز
سیاستگذاری فرهنگی: مهدی یوسفی
دانشکده ما: دانشکده معارف اسلامی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق
شهدای لفور(شیرگاه)
ستاد عمره دانشجویی
ّبعثه مقام معظم رهبری در حج
پارازیت؛نوشته منبع اغتشاش:مسعود محمدی
ارتباطات ایرانی: مجتبی صمدی
تاريخ و فرهنگ: جواد نظري مقدم
ارتبیون 84:وب سايت دانشجویان معارف اسلامی فرهنگ و ارتباطات کد 84
شبکه مساجد و هیئات
شعر
مطالعات
مدیریت 83امام صادق(ع)
چشم شیشه ای: نقد صدا و سیما
LILIt
بقیه پیوندها و لینکهای وبلاگ یه مسافر
 

 RSS

ویرایش قالب توسط
یه مسافر:حمید درویشی شاهکلائی

آخرین نوشته ها


.:::دوستان من در بی سو: انجمن وبلاگ نویسان دانشگاه امام صادق::..
 
ممنون که تا اینجا اسکرول کردین! اجرکم عندالله ...
حق استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است. بهترین حالت نمایشی 800×600
Copy right © 2006 . All rights reserved by 1mosafer.blogfa.com Powered By Hamid Darvishi